آن قدر خیانت و نفرت و پوچی در توده ی مردم میانهحال انباشته است که میتواند هر ارتشی را ...
سکوت تازیانه است. سکوت شبیخون رازهاست. سکوت فریاد فاصله هاست. سکوت غم اعتماد ساده دلان...
برایت خوشبختی بسیار آرزو نمیکنم چون کسل کننده است. آرزوی گرفتاری هم برایت ندارم. انسان ک...
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار...
آی آدم ها آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می سپارد جان یک نف...
خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت ب...